SEYAST ,FARHANG va HONAR "ISLAM va ISLAMI " ra az daricheh did (tohi maghzan , vatan froushan ,khaenin va.... )be agahetan meresanim......H.
تخریب مقبره رضا شاه از زبان خلخالی جنایتکار
>
> --------------------------------------
>
> <strong>سایت لمون پرس - سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰
>
> مروری بر خاطرات آیت الله خلخالی از خراب کردن مقبره رضاشاه
>
> در کتاب خاطرات آیت الله خلخالی، که توسط نشر سایه منتشر شده است، ج1، ص342 و 347 آمده است:
>
> " ما به دفتر امام رفتیم و طبق معمول ، از هر دری سخن به میان آمد و گفته شد : زمان آن فرا رسیده است که مقبره پهلوی خراب شود . این ایام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر ، سادات با پناه دادن شاه، می خواست او را در بازگشت به ایران کمک کند ؛ ولی ما می خواستیم به او نشان دهیم که دیگر در ایران هیچ گونه ریشه و پایه و خانه ای ندارد.
>
> ما آن روز به سپاه رفتیم و فرزند رشید اسلام، آقای عباس دوزدوزانی ، سرپرست سپاه ، امکانات لازم را در اختیار ما گذاشت. ما در حدود دویست نفر ، با هم جمع شدیم و با بیل و کلنگ ، به طرف حضرت عبدالعظیم به راه افتادیم .من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم برای مردم سخنرانی پرشوری کردم و گفتم : دوره قرار گرفتن بناهای زشت و زیبا در کنار هم ، پس از انقلاب اسلامی به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی توانند در کنار مزار شهیدان به خون خفته و چهره های درخشان اسلام ، مقبره جنایتکارانی مانند رضا خان و ناصر الدین خان و ... را تحمل نمایند .باید به هر وسیله که شده ، مقبره های سردمدارن کفر و الحاد تخریب شود .
>
> مقبره رضا شاه در شهر ری
>
> با صدور فرمان حرکت بسوی مقبره پهلوی ، مردم بسیج شدند . آنها در همان دقایق اول خیلی تلاش کردند ، ولی در عمل مشاهده شد که مقبره به قدری محکم ساخته شده که بیل و کلنگ بر آن کارگر نیست . البته مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه کرده بودیم. از طرف ساختمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلمبرداری کنند. یکی سنگ ها را می شکست ، دیگری پله ها را می کند و سومی به در و پنجره حمله می کرد . سر انجام کار به گریدر و بلدوزر هم کشید .
>
> سنگ قبر رضا شاه
>
> ساعت ، حدود 4:30 بعد از ظهر بود که از طرف بنی صدر پیام آوردند ، مبنی بر اینکه از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نکردم ، ولی کم کم کار جدی شد و جناب میر سلیم ، سرپرست وزارت کشور نامه ای رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی صدر است و شما باید به هر نحو که شده دست از تخریب بردارید وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم ، یعنی شما را توقیف کنیم. من دیگر دیدم جای تامل نیست لذا گفتم که: به آقای بنی صدر بگویید، هرچه می خواهد طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم از اینجا خارج نخواهیم شد.
>
> ما از فردای آن روز با توجه به اتفاقاتی که افتاده بود و مقالات درج شده در روزنامه ها ، باز به کار خود مشغول شدیم مردمی که به زیارت حضرت عبدالعظیم می آمدند ، با شعارهای خود ما را تایید می کردند . تعداد بی شماری از مردم تهران برای کمک آمده بودند وفریاد می زدند : مقبره هرچه زودتر باید تخریب شود .
>
> شاید شما ندانید که این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند . ما آن را مثقال مثقال می کندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل عادی، بدان کارگر نبود . سرانجام ، ما مجبور شدیم که با دینامیت ، مقبره را به تدریج خراب کنیم . هر روز مهندسین و کارشناسان تخریب از کارخانه سیمان ری می آمدند و چه بگویم، متجاوز ار بیست روز طول کشید تا آن دکور شیطانی فرو ریخت و به طور کامل تخریب شد . بعد از تخریب صدای شادی از مردم بلند شد و شور و شعف به قدری بود که غیر قابل وصف است .ما در جواب آقای بنی صدر در روزنامه ها نوشتیم که این خودکامگی نیست ، بلکه تبعیت از آرای ملت است.بعدا هم امام امت در بیانات خود، تخریب مقبره را تایید کرد و فرمود: کار آقای خلخالی درست است.
>
> بخشی از سنگ قبر ناصر الدین شاه
>
> ما نه تنها مقبره رضا خان را با خاک یکسان کردیم ، بلکه قبر علیرضا پهلوی و فضل الله خان زاهدی و منصور و دیگر سردمداران فساد را نیز نابود کردیم. همچنین دستور دادیم که سنگ قبر ناصرادلین شاه را بکنند، اما هر چه مقبره رضا خان را بیشتر می کندیم، حتی اثری از استخوانهای او هم بدست نیامد. بعدا معلوم شد که شاه هنگام فرار ، استخوان های پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا در یک جای امن نگهداری می شود .</strong>
>
> --------------------------------------
>
> <strong>سایت لمون پرس - سه شنبه چهارم مرداد ۱۳۹۰
>
> مروری بر خاطرات آیت الله خلخالی از خراب کردن مقبره رضاشاه
>
> در کتاب خاطرات آیت الله خلخالی، که توسط نشر سایه منتشر شده است، ج1، ص342 و 347 آمده است:
>
> " ما به دفتر امام رفتیم و طبق معمول ، از هر دری سخن به میان آمد و گفته شد : زمان آن فرا رسیده است که مقبره پهلوی خراب شود . این ایام مصادف بود با ورود مجدد شاه به مصر ، سادات با پناه دادن شاه، می خواست او را در بازگشت به ایران کمک کند ؛ ولی ما می خواستیم به او نشان دهیم که دیگر در ایران هیچ گونه ریشه و پایه و خانه ای ندارد.
>
> ما آن روز به سپاه رفتیم و فرزند رشید اسلام، آقای عباس دوزدوزانی ، سرپرست سپاه ، امکانات لازم را در اختیار ما گذاشت. ما در حدود دویست نفر ، با هم جمع شدیم و با بیل و کلنگ ، به طرف حضرت عبدالعظیم به راه افتادیم .من در صحن مطهر حضرت عبدالعظیم برای مردم سخنرانی پرشوری کردم و گفتم : دوره قرار گرفتن بناهای زشت و زیبا در کنار هم ، پس از انقلاب اسلامی به پایان رسیده و مردم مسلمان ایران نمی توانند در کنار مزار شهیدان به خون خفته و چهره های درخشان اسلام ، مقبره جنایتکارانی مانند رضا خان و ناصر الدین خان و ... را تحمل نمایند .باید به هر وسیله که شده ، مقبره های سردمدارن کفر و الحاد تخریب شود .
>
> مقبره رضا شاه در شهر ری
>
> با صدور فرمان حرکت بسوی مقبره پهلوی ، مردم بسیج شدند . آنها در همان دقایق اول خیلی تلاش کردند ، ولی در عمل مشاهده شد که مقبره به قدری محکم ساخته شده که بیل و کلنگ بر آن کارگر نیست . البته مواد منفجره و سایر لوازم را هم تهیه کرده بودیم. از طرف ساختمان رادیو و تلویزیون هم آمده بودند تا فیلمبرداری کنند. یکی سنگ ها را می شکست ، دیگری پله ها را می کند و سومی به در و پنجره حمله می کرد . سر انجام کار به گریدر و بلدوزر هم کشید .
>
> سنگ قبر رضا شاه
>
> ساعت ، حدود 4:30 بعد از ظهر بود که از طرف بنی صدر پیام آوردند ، مبنی بر اینکه از تخریب مقبره دست بردارید. من اعتنا نکردم ، ولی کم کم کار جدی شد و جناب میر سلیم ، سرپرست وزارت کشور نامه ای رسمی مرقوم و اعلام نمود که دستور از طرف شورای انقلاب و شخص آقای بنی صدر است و شما باید به هر نحو که شده دست از تخریب بردارید وگرنه مجبوریم طبق مقررات با شما عمل کنیم ، یعنی شما را توقیف کنیم. من دیگر دیدم جای تامل نیست لذا گفتم که: به آقای بنی صدر بگویید، هرچه می خواهد طبق مقررات انجام دهد و ما هم اینجا هستیم و تا مقبره را با خاک یکسان نکنیم از اینجا خارج نخواهیم شد.
>
> ما از فردای آن روز با توجه به اتفاقاتی که افتاده بود و مقالات درج شده در روزنامه ها ، باز به کار خود مشغول شدیم مردمی که به زیارت حضرت عبدالعظیم می آمدند ، با شعارهای خود ما را تایید می کردند . تعداد بی شماری از مردم تهران برای کمک آمده بودند وفریاد می زدند : مقبره هرچه زودتر باید تخریب شود .
>
> شاید شما ندانید که این مقبره را تا چه حد محکم ساخته بودند . ما آن را مثقال مثقال می کندیم و بلدوزر و گریدر و وسایل عادی، بدان کارگر نبود . سرانجام ، ما مجبور شدیم که با دینامیت ، مقبره را به تدریج خراب کنیم . هر روز مهندسین و کارشناسان تخریب از کارخانه سیمان ری می آمدند و چه بگویم، متجاوز ار بیست روز طول کشید تا آن دکور شیطانی فرو ریخت و به طور کامل تخریب شد . بعد از تخریب صدای شادی از مردم بلند شد و شور و شعف به قدری بود که غیر قابل وصف است .ما در جواب آقای بنی صدر در روزنامه ها نوشتیم که این خودکامگی نیست ، بلکه تبعیت از آرای ملت است.بعدا هم امام امت در بیانات خود، تخریب مقبره را تایید کرد و فرمود: کار آقای خلخالی درست است.
>
> بخشی از سنگ قبر ناصر الدین شاه
>
> ما نه تنها مقبره رضا خان را با خاک یکسان کردیم ، بلکه قبر علیرضا پهلوی و فضل الله خان زاهدی و منصور و دیگر سردمداران فساد را نیز نابود کردیم. همچنین دستور دادیم که سنگ قبر ناصرادلین شاه را بکنند، اما هر چه مقبره رضا خان را بیشتر می کندیم، حتی اثری از استخوانهای او هم بدست نیامد. بعدا معلوم شد که شاه هنگام فرار ، استخوان های پدرش را برداشته و با خود به قاهره برده است و حالا در یک جای امن نگهداری می شود .</strong>

No comments:
Post a Comment