Blog Archive

Monday, October 3, 2011

حال مجسمه فردوسی وخيم است

BE VATANAN " "MOJASAMEH "KHARABASH" KARDAND VALI KHODASH VA AFKARASH "ABAD" SHOD.....H.

(((((((( حال مجسمه فردوسی وخيم است )))))))))))))
>
> ---------------------------------------------------------------------------
>
> روزنامه مردمسالاری: 52 سال و سه ماه و نه روز است که رو به جنوب ايستاده اي و خيره نگاه مي کني، به کجا؟ يا به چه؟ بگو چشم به راه چه چيز يا چه کسي هستي که هنوز پيدا نکرده اي اش؟ حتما از سير تحولات اين سرزمين و اين شهر، متعجب نيستي; چون حکيمي; حکما داناتر از آنند که فرداها مايه حيرتشان شود. پس چرا سالهاست که به جنوب خيره شده اي و پلک نمي زني جناب حکيم؟ در انتظار تولد زال ديگري هستي يا خسته اي از به قهقرا رفتن زبان شيرين پارسي؟ شايد تو هم انتظار ساخت موزه اي را مي کشي که شايسته نگهداري از تنديست باشد؟ شايد به فرصت هاي سوخته نگاه مي کني و از سهل انگاري ها دلخوري يا از اينکه حالت وخيم است و توي اين شهر شلوغ صدايت به گوش کسي نمي رسد، نگراني! بيا و يکبار ديگر هم فرياد کن جناب حکيم ابوالقاسم فردوسي و يادآوري کن که بايد قدر تو را بدانيم و به ما يادآوري کن که اگر مجسمه فردوسي نباشد، فردوسي براي بسياري از ما در اين شهر مي شود فقط يک اسم روي يک ميدان توي يک شهر مثل تهران، همين و بس! به گزارش ايسنا، ميدان فردوسي تهران که روزگاري يکي از مهمترين ميادين پايتخت بوده، تاکنون سه مجسمه از اين شاعر نامدار را در دل خود جاي داده است. نخستين مجسمه فردوسي، دهم مهرماه سال 1324 هجري شمسي، يعني درست شصت و شش سال پيش، همزمان با جشن مهرگان ايرانيان باستان، در ميانه ميدان فردوسي نشست و طي مراسمي در همين مکان، از آن رونمايي شد. پيشنهاد ساخت اين مجسمه از سوي جمعي از پارسيان هند و در ايام مراسم جشن هزارمين سال تولد فردوسي و افتتاح آرامگاه اين شاعر نامدار پارسي، در سال 1305 مطرح و با موافقت مسوولان انجمن آثار ملي، توسط راس بهادر ماترا - مجسمه ساز شهير هندي- ساخته شد. اگرچه ساخت اين مجسمه دو متري که حدود 2/5 تن وزن دارد، در سال 1319 به پايان رسيد، اما به دليل مشکلات ناشي از بروز جنگ جهاني اول، اهداي آن به ايران تا اواخر سال 1323 به تاخير افتاد. اما بالاخره کلنگ بناي پايه مجسمه، در بهمن ماه سال 1323 به زمين خورد تا درست هشت ماه پس از آن، هديه پارسيان هند در تهران جلوس کند. تا پيش از سال 1338 که سومين مجسمه ميدان فردوسي و ثمره کوشش مرحوم استاد ابوالحسن خان صديقي - پدر مجسمه سازي نوين ايران- در اين ميدان جاي بگيرد، مجسمه هندي به رو به روي دانشکده ادبيات دانشگاه تهران منتقل و يک مجسمه ديگر از اين شاعر ملي براي مدتي کوتاه در ميدان فردوسي نصب شد. فريدون صديقي، فرزند استاد ابوالحسن خان صديقي که مجسمه دوم ميدان فردوسي را کريه و دچار اشکالات آناتومي و ساختاري مي داند، با بيان اينکه مجسمه دوم ظاهرا به مشهد منتقل و در اختيار اداره ميراث فرهنگي اين شهر قرار دارد، درباره سومين مجسمه ميدان فردوسي که توسط پدر وي ساخته شده و اکنون سالهاست از ارتفاع 12 متري نظاره گر فراز و نشيب هاي زندگي پايتخت نشينان است، به ايسنا گفت: ساخت اين مجسمه در سال 1337 و از سوي انجمن آثار ملي طي قراردادي به استاد ابوالحسن خان صديقي که در آن زمان در ايتاليا به سر مي برد سپرده شد و اوايل سال 1338 نيز، کار ساخت آن به پايان رسيد. فريدون صديقي با بيان اينکه جنس اين مجسمه، سنگ مرمر کارارا و ارتفاع آن بيش از سه متر است، درباره شمايل مجسمه توضيح داد: در قسمت پايين اين مجسمه، پيکر کودکي زال از شخصيت هاي شاهنامه تصوير شده است. آن طور که در شاهنامه آمده است زال بر روي کوه قاف بزرگ شد، بنابراين پايه مجسمه به صورت يک تخته سنگ طبيعي که حاکي از داستان زندگي زال است، تهيه شد. وي که از سوي پدر، مامور نصب مجسمه فردوسي بود، ادامه داد: بر همين اساس براي پايه مجسمه، تخته سنگي با 59 تن وزن از کوه الوند واقع در استان همدان جدا و به تهران منتقل شد و بالاخره کار نصب مجسمه فردوسي بر روي اين قطعه سنگ نتراشيده انجام گرفت. به گزارش ايسنا، سومين و آخرين مجسمه نصب شده در ميدان فردوسي از هفدهم خرداد سال 1338 تا همين حالا، ميهمان گرامي پايتخت بوده و در اين سال ها، هر ايراني هنردوستي را سر ذوق آورده است و همه ما بارها از ديدن اين مجسمه، به زبان پارسي و شاعر نامدار ملي مان و به هنر دستان مرحوم استاد ابوالحسن خان صديقي که گوستينوس آمبروزي - مجسمه ساز شهير ايتاليايي- او را ميکل آنژ شرق لقب داده است، به خود باليده ايم.
> اما ديگراني هم هستند که با تماشاي اين مجسمه محزون مي شوند; آنهايي که به حال اين اثر فاخر ملي دل مي سوزانند و نگران ادامه روند تخريب بخشي از هويت شهر تهران، در غفلت مديريت شهري هستند. محزون تر از همه شايد، فريدون صديقي فرزند استاد ابوالحسن خان باشد که دلش هم از کوتاهي در نگهداري اين اثر باارزش و آسيب هايي که به آن رسيده و هم از نورپردازي نادرست مجسمه و بلندمرتبه سازي در حريم آن خون است. وي با اشاره به اينکه آب و هواي تهران، بدترين شرايط براي نگهداري از آثار اينچنيني است و نقش زيادي در فرسوده شدن اين مجسمه دارد، به دوبار مرمت مجسمه فردوسي در سال هاي 84 و 88 توسط خودش اشاره کرد و افزود: در مرتبه دوم مرمت متوجه شدم که به دليل فرورفتن زمين، شرايط آب و هوا و عواملي از اين دست، وضعيت مجسمه وخيم است و اگر قرار است اين مجسمه ماندگار باشد، بايد هرچه زودتر آن را به مکان مناسبي که از عوامل فرسايشي به دور است، منتقل کرد. صديقي با بيان اينکه پيش از مرمت، اين مجسمه دچار آسيب هاي متعددي شده بود، گفت: در زمان مرمت مواردي نظير شکسته شدن انگشت مجسمه در نتيجه آويزان کردن پوستر و سپس چسباندن آن با چسب بدون رعايت نکات علمي مرمت، ترک برداشتن مجسمه در نتيجه گرما و سرما و حتي پوشاندن آن با لايه کنيتکس و رنگ کردن آن مواجه بودم. با اين وجود به دليل ارتفاع مجسمه، از معرض برخي آسيب ها هم دور مانده و شاکله آن به خوبي حفظ شده است.

No comments:

Post a Comment